|

|
|
زندانیان سیاسی، مقاومت و آموزه های آن در تداوم مبارزات «به مناسبت دهۀ خونین شصت» میهمان: رفیق مجید آزادی زمان : سه شنبه 31 اگوست 2010 |
|
ادامه مطلب...
|
نشریه ریگای گل شماره 49
نشریه ریگای گل شماره 48
|
|
بمناسبت آغاز سال تحصیلی 88-89 |
|
|
|
اختلاف عمده جناح های متعارض رژیم برسر چگونگی بیرون بردن نظام اسلامی از بحرانهائی است که دردرون آن دست پامیزند درحالیکه بخشی از آنها توسل به قوانین ارتجاعی و قوه قهریه را راه برون رفت ازبحران میدانند بخش دیگر برای حفظ نظام خواهان «اصلاحاتی » هستنتد درچهار چوب نظام.اصلاحاتی که گویا بنا به ادعای آنها قرار است از چهارچوب قانون اساسی و حاکمیت ولایت فقیه فراتر نرود. قوانینی که خود تاکنون مانع اصلی درجهت حتی اصلاحات جزئی مورد ادعای سردمداران جناح« اصلاح طلب» درنظام سیاسی واقتصادی ایران بوده است. وآنها درمعارضه ومباحثه با جناح دیگر بارها اعلام کرده اند که تلاش آنها مهار جنبش اعتراضی توده ها و جلوگیری از فراتر رفتن شعار ها ومطالبات مردم وجوانان از چهارچوب ساختار ها وقوانین جمهوری اسلامی بوده و همواره دراین حرکت های اعتراضی نقش بازدارنده ایفا کرده اند
با آغاز سال تحصیلی 88-89میلیونها نفر از جوانان ونوجوانان کشور برای کسب علم ودانش و بمنظور تامین آینده ای بهتر راهی مدارس ودانشگاه ها میشوند. کار وکوشش خانواده ها برای تامین هزینه های تحصیل و تعلیم وتربیت جوانان با تلاش و شورو شوق جوانان برای کسب دانش گره میخورند تا نسل جدید بتواند درپرتو کار وعلم ودانش زندگی انسانی تری برای اینده خود رقم بزند .
اما بازگشائی مدارس و سال تحصیلی درایران درشرایطی آغاز میشود که هزاران جوان ونوجوان به دلیل فقر اقتصادی از ورود به مدارس محرومند ویا بیش از چند سال نمیتوانند به تحصیلات خود ادامه دهند ومجبورند درنیمه راه تحصیل را رهاکرده وبرای یافتن قوت لایموتی به هر کار مشقت بار و سنگینی تن دردهند. طبق آمار موسسات دولتی همزمان با بازگشایی مدارس در ایران بر اساس سرشماری سال ۸۵ حدود چهار میلیون کودک به دلایل متعدد از تحصیل بازمانده اند. سعید مدنی کارشناس مسائل اجتماعی می گوید "یکی از دلایل اصلی بازماندن از تحصیل، ورود زودتر به بازار کار است. اغلب این جمعیت شامل کودکانی می شود که به سنی رسیده اند که می توانند بخشی از مخارج خانواده را تامین کنند. بخشی از این گروه هم مربوط به کودکانی است که به دلیل ضعف هایی که داشتند نتوانستند درنظام آموزشی عمومی تحصیل را ادامه دهند . " به گفته کارشناسان مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی "در مناطف دو زبانه مثل کردستان و آذربایجان بیشترین افت تحصیلی و ترک تحصیل در دوره ابتدایی است به دلیل اینکه کودکان فرصت حضور در دوره آمادگی پیش از دبستان را ندارند. و مفهوم سازی و یادگیری زبان فارسی نیز برای آنها دشوار است."همچنین دخترانی که باید برای تحصیل از روستا مهاجرت کنند و خانواده به آنها اجازه انتقال نمی دهند نیز باید در این گروه قرار داد. تعدادی از کودکان نیز در دروه راهنمایی به دلیل فقر ترک تحصیل می کنند شاید از هر ۱۰۰ دانش آموز ۲۰ تا ۳۰ درصد به دوره متوسطه نمی رسند." علاوه براین ،پانزده درصد مردان و سی درصد زنان هنوز سواد خواندن و نوشتن ندارند . این آمار درمناطقی که زبان مادری شان غیر از زبان رسمی فارسی است بمراتب بیشتر ودردناک تراست . کودکانی که تا سن مدرسه تنها به زبان مادری خود تکلم کرده اند ووقتی وارد مدرسه میشوند مجبورند به زبان دیگری تحصیل کنند .و این تبعیض در کنار سایر تبعیضات یکی از بزرگترین موانع ادامه تحصیل و رشد و شکوفائی کودکان ونوجوانان و جوانان محسوب میشود.
درجمهوری اسلام زده ایران عوامل زیاد دیگری هم هستند که در استفاده دانش آموزان ودانشجویان از علم ودانش وتجربیات پیشرفته بشری مانع ایجاد میکنند. قوانین ارتجاعی مذهبی وسنت های زن ستیزانه درکنار تیغ سرکوب، همچنان سایه شوم خودرا برسرمداس ودانشگاه ها گسترانیده است. آنها شبانه روز درتلاش اند تا جهل و خرافه پرستی را به زور سرنیزه و سرکوب وبا توسل به انواع واقسام وسائل تبلیغی و ترویجی درمغز جوانان فروکنند. با برپا کردن تفتیش عقاید و جو ترور وخفقان راه شکوفائی استعداد ها ورشد و تکامل جوانان را سد میکنند . بر زنان ودختران تبعیض مضاعف اعمال میگردد. حجاب اجباری ، جدا کردن آنها از پسران و تحمیل مقرراتی سنگین از جمله مظاهر تبعیض و سرکوب زنان درجمهوری اسلامی است که یکی از موانع عمده شادی و نشاط و رشد وشکوفائی دختران دانش آموز ودانشجو محسوب میشود.
دانش آموزان، دانشجویان وجوانان مبارز
سال تحصیلی 88-89 اما درشرایط ویژه ای آغاز میشود امسال در پی «تقلب انتخاباتی» وبواسطه تشدید بحران های اقتصادی وسیاسی وگسترش مطالبات ومبارزات توده های زحمتکش مردم ،شکاف در درون هیات حاکمه عمق و دامنه فساد وتباهی وقتل وجنایت این رژیم ددمنش را این بار اززبان خود سردمداران رژیم به عیانترین صورتی دربرابر توده های مردم ایران وجهان به نمایش گذاشت. اختلاف عمده جناح های متعارض رژیم برسر چگونگی بیرون بردن نظام اسلامی از بحرانهائی است که دردرون آن دست پامیزند درحالیکه بخشی از آنها توسل به قوانین ارتجاعی و قوه قهریه را راه برون رفت ازبحران میدانند بخش دیگر برای حفظ نظام خواهان «اصلاحاتی » هستنتد درچهار چوب نظام.اصلاحاتی که گویا بنا به ادعای آنها قرار است از چهارچوب قانون اساسی و حاکمیت ولایت فقیه فراتر نرود. قوانینی که خود تاکنون مانع اصلی درجهت حتی اصلاحات جزئی مورد ادعای سردمداران جناح« اصلاح طلب» درنظام سیاسی واقتصادی ایران بوده است. وآنها درمعارضه ومباحثه با جناح دیگر بارها اعلام کرده اند که تلاش آنها مهار جنبش اعتراضی توده ها و جلوگیری از فراتر رفتن شعار ها ومطالبات مردم وجوانان از چهارچوب ساختار ها وقوانین جمهوری اسلامی بوده و همواره دراین حرکت های اعتراضی نقش بازدارنده ایفا کرده اند . میر حسین موسوی که خود را رهبر «جنبش سبز» معرفی میکند درآخرین اظهار نظر خود درنامه ای به منتظری برای چندمین بار اذعان میکند که :..« اگر در موجى كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل نظام نمى كردم ، برايم سخت نبودكه بيست سال ديگر سكوت كنم. اما اين گونه نبود و نيست كه مردم با سكوت يا سازش يك نفر دست از حركت خود بردارند، بلكه پس از مدت كوتاهى بلاتكليفى به زودى اين حركت از نو و با شكلى كور و در حالى كه به هيچ يك از دلبستگان به نظام اعتماد نداشت آغاز مىشد، و چه بسا ديگرانى كه براى اين كشور و ملت خواب هاى ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوى منافع و مطامع خود طمع مىكردند. هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حركات قبلى اين است كه تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى خطرناك نيفتد. اين خطرى است كه اگر محقق شود به راحتى مىتواند از ايران افغانستان و عراقى ديگر بسازد. ما نمى توانيم براى خوش آمد كسانى كه نمى توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيرى از آن فراموش كنيم ، كما اين كه نمى توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته هاى به حق مردم و بازگو كردن آن در گفته هاى خود از آنان دعوتى براى آرامش داشته باشيم . »
میر حسین موسوی «شبکه های اجتماعی » مطروحه دربیانیه شماره 11 خود را « به مثابه روشى كه به سرزندگى اجتماعى بينجامد و بسترى كه توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر خود جاى دهد و از سرريزهاى تخريب كننده آن جلوگيرى كند، » معرفی میکند. امابه رغم این تلاشهای همه جانبه رهبران «جنبش سبز »وبرغم دستگیری، کشتار وزندان و وشکنجه ، تجاوز و اعمال شنیع ترین روشهای شکنجه واعتراف گیری توسط باند های حاکم ، اما درنتیجه تلاش نیروهای انقلابی و جوانان پیشرو جامعه ، مطالبات وشعارها وخواست های مردم بتدریج رادیکالتر شده و چهارچوب ها و ساختارهای رزیم را پشت سرمیگذارد . تردیدی نیست که بدلیل سرکوب وکشتار وتعقیب نیروهای انقلابی ، هنوز ازرهبری انقلابی در جنبش های توده ای اخیر حرفی نمیتوان گفت . درچنین شرایطی سردمداران هردوجناح درتلاشند تا ضمن جلوگیری از ارتقای سطح آگاهی ومطالبات ومبارزات توده های مردم، از شکل گیری چنین رهبری جلوگیری بکنند. رهبران «جنبش سبز» با طرح برخی مطالبات معوقه وحمایت از خواست ها ومطالباتی که از چهار چوب رژیم ازتجاعی حاکم و قانون اساس آن فراتر نمیروند و درقوانین جاری برای آنها حد ومرزهائی درنظر گرفته شده است ، رهبری اعتراضات را دردست گرفته و آنرا درمسیر مورد نظر خود هدایت کنند. ازسوی دیگر باندهای حاکم خوب میدانند که هرگونه عقب نشینی وگشایش درفضای خفقان وسرکوب اعتراضات جاری را به جنبش های اجتماعی فراگیر فرارویانده و نظام را با سرنگونی حتمی مواجه خواهند کرد از اینرو برآنند تا با ادامه سرکوب بحران موجود را به نحوی مهار وحل کنند. درچنین شرایطی است که بازشدن مدارس ودانشگاه ها ازحساسیت ویژه ای برخوردارمیشود. دانشگاه ها که ازدیرباز بمثابه سنگردفاع ازآزادی ،عدالت اجتماعی وسوسیالیسم درپیکار طبقه کارگر وخلقهای زحمتکش ایرانبرعلیه طبقات ارتجاعی و حکام وقت نقش مهم وپیشروی بازی کرده است.دراوضاع سیاسی جدیدی که بعد از «انتخابات» دهمین دوره ریاست جمهوری بوجود آمده است وبا توجه به مشارکت موثر دانشجویان وجوانان در سازماندهی حرکتها وطرح شعارها ومطالبات اخیر رژیم را بشدت نگران کرده است که مبادا دانشگاه ها ومدارس این باربه کانون های مقاومت وسازمانیابی و گسترش مطالبات ومبارزات مردم تبدیل شوند بی جهت نبود که رژیم برای خنثی کردن جنبش دانشجوئی حملات به کوی دانشگاه دستگیری وکشتار دانشجویان را دردستور قرارداد این نگرانیها بارها بشکل عریانتری از دهان سردمداران وسرکوبگران رژیم اعلام شده است.
اکنون با آغاز سال تحصیلی جدید رژیم برآن است تا بابسیج نیروهای سرکوبگر خود ، مدارس ، دانشگاه ها و مراکر آموزشی را به قرق کامل خود دربیاورد. وبا ایجاد جو رعب و هراس مانع از شکل گیری کانون های سازمانیافته وآگاه وپیش رو دردانشگاه ها ومدارس شود .کانون هائی که میتوانند در ارتقای سطح آگاهی و سازمانیابی و پیوند جنبشهای اجتماعی دیگر برعلیه کلیت رژیم نقش مهمی بازی کنند. موفقیت و عدم موفقیت رژیم بستگی کامل به سطح آگاهی، گستردگی و تداوم جنبش دانشجوئی و قدرت سازماندهی و تجربه و تدبیر عناصر پیشرو آن دارد. ازاین رو لازم است دانشجویان، دانش آموزان وجوانان پیشرو با جمعبندی از تجارب گذشته و از طریق کارگران پیشرو وجوانان محلات زمینه های پیوند جنبش های اجتماعی را فراهم آورند . صف مستقل خود را دربرنامه و عمل از سازشکاران و عوامل رژیم جداسازند . و درمبارزه علیه سرکوب و خودکامگی و مبارزه علیه مافیای قدرت و ثروت و رژیم ارتجاعی حاکم، شعارها و مطالبات کارگران ، زنان ، جوانان ، بیکاران ، خلقهای تحت ستم وسایر اقشار زحمتکش جامعه را طرح و زمینه اتحاد صفوف کارگران و زحمتکشان و دانش آموزان ودانشجویان را برای نبردی سرنوشت سازفراهم نمایند.
زنده باد اتحاد وهمبستگی همه جوانان ، دانش آموزان ودانشجویان ، کارگران وزحمتکشان سراسر کشور
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران برقرارباد جمهوری فدراتیو شورائی ایران
زنده باد سوسیالیسم
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
اول مهرماه 1388 |
 |
|
|
|
|