|

|
|
زندانیان سیاسی، مقاومت و آموزه های آن در تداوم مبارزات «به مناسبت دهۀ خونین شصت» میهمان: رفیق مجید آزادی زمان : سه شنبه 31 اگوست 2010 |
|
ادامه مطلب...
|
نشریه ریگای گل شماره 49
نشریه ریگای گل شماره 48
|
|
بیانیه شورای مرکزی سازمان |
|
|
اتحاد فدائیان کمونیست درباره دهمین دوره «انتخابات» ریاست جمهوری درایران  چند روزی به نمایش «انتخابات» ریاست جمهوری باقی نمانده است . رقابت بین کاندید ها فضای سیاسی جامعه را متوجه مسئله انتخابات ودرگیری بین جناح های مختلف رژیم نموده است.دراین که «انتخابات» درایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از مفهوم ومعنای واقعی خودش تهی است. برهیچ کس پوشیده نیست ولزومی به استدلال ندارد. از این نظر انتخابات این دوره بادوره های دیگر درماهیت امر وازجمله در حوزه صلاحیت و اختیارات وعمل « رئیس جمهور» آینده تفاوتی نمیکند .
با وجود این، تنش های موجود درجامعه درآستانه انتخابات و نیز درگیری هائی که میان کاندید ها درجریان است، از نقطه نظر فضای حاکم بررقابت کاندیدا ها نشانگر تفاوت ها وویژه گیهائی است ودرهمین ارتباط طبیعتا این سئوال ممکن است برای برخی ها مطرح شود که با وجود وابستگی شدید کاندید ها به نظام حاکم و پایبندی آنها به قوانین موجود و تائید صلاحیت آنها از سوی ارگانهای نظام و باوجود اقتدار ولایت فقیه و این واقعیت آشکار که ریاست جمهوری دراین نظام تدارکات چی بیش نبوده ونیست وحیطه تصمیم گیری و کانون اصلی آن خارج از شعبده بازی انتخابات است وتصمیمات مهم بوسیله ارگان های دیگری اتخاذ می گردند که اساسا ربطی به انتخابات ندارند. چگونه است که رقابت بین کاندید ها به حدی شدت گرفته است که حتی بخشی از مردم، بویژه قشر جوان وتحصیلکرده نیز به درون این رقابتها کشیده شده اند؟ درحالیکه فاکت های سی سال حکومت اسلامی برای نا آگاه ترین بخش جامعه نیز نشان داده است که وعده ووعید های انتخاباتی درچهار چوب این نظام وخارج از خط قرمزهای آن قابل پیاده شدن نیستند .کاندید های ریاست جمهوری درحالی ازبرقراری آزادیهای سیاسی ، حل مشکلات اقتصادی ،حل مشکل ملیت ها و برقراری عدالت اجتماعی و مبارزه با مافیای اقتصادی و غیره حرف میزنندکه جامعه حداقل یک بار در زمان ریاست جمهوری خاتمی این خلف وعده وپوچ بودن چنین شعارهای اصلاح طلبانه را با هزینه ای بسیار زیاد تجربه کرده است .باوجود همه این تجربیات، جلب حساسیت وتوجه قشرهای مختلف مردم به این «انتخابات» درشرایطی که توده های مردم ازهمه جاح های رژیم سرخورده شده بودند، قابل تامل است . بویژه ازاین جنبه که دراین جو، هم کل نظام و هم نیروهای سیاسی بورژوائی وخورده بورژوائی به این توهم که گویا شرکت در«انتخابات» میتواند به اصلاحاتی درقدرت سیاسی ایران منجرشود ،درسطحی گسترده دامن زده می شود.
کسب مشروعیت برای نظام درپی داغ شدن تنور «انتخابات » تضاد میان جناح های مختلف طبقه حاکم ورقابت انتخاباتی میان کاندید هائی که هرکدام ستونی از پایه های نظام هستند وبخشی از طبقه حاکم را نمایندگی میکنند، البته دردموکراسیهای بورژوائی پیشرفته هم قابل مشاهده است. کاندیدهای انتصابی رژیم جمهوری اسلامی نیز گذشته از انتصابی بودن واقعی آنها، اما مردان قدرتمند وصاحب نفوذ دربخش های مختلف اقتصادی ، نظامی وسیاسی جامعه هستند ونیزحمایت بخش مهم واساسی طبقه سرمایه دار و صاحبان ثروت را با خود دارند. وطبیعتا دارای تضاد منافع واقعی هستند که درنتیجه فشارمبارزه ازپائین ممکن است این تضاد ها تشدید شوند .امادراین شکی نیست زمانی که منافع کل طبقه درخطر افتد، همه این جناح ها درسکوب جنبش های اجتماعی متحد هستند. درشرایط فعلی برغم تشدید تضاد ها، رژیم تلاش میکند تا باارائه کاریکاتوری از انتخابات، ادعای خود مبنی بر وجود «دموکراسی دینی»درایران را دراذهان عمومی بکارد. کاندید های انتصابی درایران، درفضای انتخاباتی دوره دهم ریاست جمهوری، باطرح مطالبات جنبش های اجتماعی که خود درسرکوب آنها نقش داشته ودرآینده نیزنقش خواهند داشت ،تلاش میکنندنارضایتی توده های مردم را مهارکرده وآنها را حول انتخابات فعال کنند.درعین حال آرای بخش های مختلف مردم را پشتوانه رقابتهای جناحی خود نمایند. شواهد نشان میدهند که رادیکالترین شعارهای کاندیدا های انتصابی درنهایت از وعده اجرای برخی از مفاد قانون اساسی فراتر نمیروند، آن هم درحد مصلحت نظام ، نه بیشتر. وروشن است که مصلحت نظام نه دردست این ویا آن کاندیدریاست جمهوری، بلکه دردست ولایت فقیه وارگانهائی نظیر تشخیص مصلحت نظام و غیره است .از این منظر است که درگیری بین جناخ های حاکم که درعین حال انعکاسی ازفشارمبارزه طبقاتی درجامعه واختلاف و تشدید اختلافات وتضاد ها دردرون حاکمت است، از چهارچوبها و خطوط معینی فراتر نمیروند. مادامی که فشار سازمانیافته جنبش های اجتماعی سرنگونی رژیم را به هدف قابل دسترس نزدیک ننموده است ، این رقابت ها ودرگیریها درآستانه انتخابات برغم افشاگریهای بی سابقه ای که صورت میگیرد، اما نمیتواند منجر به نتایجی شود که به ظاهر هرکدام از کاندید ها درچهار چوب حفظ نظام وعده پیاده کردن آن ها را میدهند. این البته هدف رژیم نیز هست که از این درگیریها تاجائی که حرکت جدی درآن شکل نگرفته باشد و مادام تحت کنترل نظام باشد، استفاده تبلیغاتی لازم را برای مشروعیت دادن به نظام اسلامی درداخل و خارج از کشور بکنند .ازطرفی بعد از یک دوره نا امیدی وسرخوردگی توده های مردم از جناح های رژیم ،باردیگر مردم رابه نتایج شرکت در «انتخابات» امیدوار کرده و به پای صندوق های رای بکشانند. این مطلوب رژیم است تا بدینوسیله درظاهر نشان دهند که درجمهوری اسلامی ازادی تا به حدی است که کاندید ها در جریان تبلیغات انتخاباتی بطور جدی روی طرح ها وبرنامه های خود به رقابت برمیخیزند و همچون غرب درجلوی دور بین های تلویزیون به مناظره مینشینند و علاوه برآن، طرفداران آنها درجامعه درحمایت از کاندید های مورد نظر خود به خیابان ها میریزند وهرآنچه که میخواهند «آزادانه» برعلیه رقبای خود برزبان میاورند. و.. این برای اقتدار رژیم وکسب مشروعیت برای آن، البته کمال مطلوب است . چه کسی فکر میکرد که بعد ازپشت سرگذاشته شدن هاشمی رفسنجانی و «عبور ازخاتمی» وسرخوردگی ازوعده و وعید ها و عملکرد های احمدی نژادو جناح های مختلف حاکمیت،نخبه های رزیم درآستانه انتخابات بتوانند تنور انتخابات را این چنین داغ بکنند؟
اما برخلاف نظر تحلیلگرانی که از به تصویر کشیدن چنین صحنه ای توجیهی برای حمایت خود از این ویا آن کاندید نظام دست وپا میکنند و نیز برخلاف کسانیکه همه این صحنه ها راتنها به اقتدار و تسلط رژیم وتبحر آنها درآرایش چنین صحنه ای نسبت میدهند، .واقعیت پشت صحنه و آنچه که دربطن جامعه میگذرد، حکایت از تحول دیگری دارد.صحنه پرداز اصلی وقایع اخیر وآنچه که درمیان بالائیها میگذرد و خود را درشعارها و رقابت های انتخاباتی نشان میدهد ،همانا مبارزه طبقاتی وسیع و گسترده ای است که مدتها ست به پیشروی خود ادامه میدهد . واین اتفاقات در آستانه انتخابات و درگیری بین جناح های مختلف رژیم که همچون مافیا بر قدرت و ثروت تکیه داده اند نیز خود انعکاسی از مبارزه ای است که درجامعه برعلیه کل نظام حاکم جریان دارد. اعتصابات کارگری ، جنبشهای اجتماعی زنان ، دانشجویان ، جوانان ، ملیت های تحت ستم برای خلاصی از نظام تمرکزگرای مذهبی حاکم ، موقعیتی ویژه ای را پدید آورده است . دراین موقعیت ویژه ودرفقدان آلترناتیو انقلابی و مورد اعتماد توده های زحمتکش مردم است که به رژیم این امکان را میدهد تا از طریق کاندید های خود برای احراز پست ریاست جمهوری ،فضائی را بوجود آورند که بخشی از اقشار مردم راه دیگری جز انتخاب بین بد و بدتر را نداشته باشند. بد و بدتری که شاخصهای اصلی اش در توصل عوامفریبانه هر کدام از کاندید ها به بخشی از خواستها و مطالبات فوری و تحقق نیافته اقشاری از جامعه ناراضی وبه تنگ آمده و سرکوب شده تبلورمیابد.اما نباید فراموش کردکه فشارجنبش های اجتماعی واجبار کاندید های انتصابی رژیم درطرح شعارها و برخی مطالبات همین جنبشها ،هرچند به منظور فریب افکارعمومی صورت میگیرد ، خود به ارتقای سطح آگاهی و تثبیت وهمه گیر شدن مطالبات مزبور یاری خواهد رساند. روند مبارزه طبقاتی درجامعه وانعکاس آن دراستراتژی رژیم در انتخابات ریاست جمهوری اکنون بحران اقتصادی ازمرزهائی که معمولا میشد زیر سرنیزه سرکوب و به کمک بنگاه های خیریه و غیره کنترل کرد، گذشته است .علاوه برصنایع بزرگ، اکنون بحران به بخش خدمات وساختمان نیز سرایت کرده است . به تبع آن، کارخانه ها و مراکز تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل میشوند . بیکار سازیهای وسیع ،ارتش بیکاران را دوچندان کرده است. صنایع ساختمانی که محل جذب نیروی کار مهاجر از روستا ها و کارگران بیکار شده کارخانه ها بود، اکنون دیگر توان جذب نیروی کار جدید را ازدست داده است .درحالیکه کارگران این بخش با مشکل بیکارسازیهای وسیع و عدم پرداخت حقوق ودستمزد مواجه اند و کارگران شاغل دراین بخش نیز به انبوه بیکاران پیوسته وزندگی میلیونها نفر که درحاشیه شهرها زندگی بخور ونمیری داشتند به قعر فقر وفلاکت و ناهنجاریهای اجتماعی غیر قابل کنترل سوق یافته اند .تاثیر این بحران بر بخش کسبه وتولید کنندگان جزء وکشاندن پای انها به مبارزه انکارناپذیر است. درشرایط فقدان آلترناتیوی که بتواند براین زمینه از نارضایتی به ارتقای سطح آگاهی وبه سازماندهی مبارزه انقلابی توده ها همت گمارد، رژیم تلاش میکند تا با سوق دادن دوباره نارضائی توده ها و کانالیزه کردن آنها به سوی کاندید های انتصابی ریاست جمهوری، که مدام خود را پشتیبان خواست های آزادیخواهانه وبرابری طلبانه توده ها مینمایانند ،عملا پتانسیل مبارزاتی را بطور موقت هم شده مهار کنند . درچنین صورتی است که اجبار به انتخاب میان بد و بد تر به آلترناتیو عدم شرکت درانتخابات رژیم و گسترش مبارزه انقلابی تبدیل میشود وممکن است به فریب خوردگی بخشی از مردم نیز منجرشود . واین آن هدفی است است که کاندید ها هرکدام به هنگام نام نویسی صراحتا اعلام کرده اند « نظام درخطر است » وادعا میکنند برای نجات نظام حاضر به شرکت درانتخابات شده اند. این را تقریبا هر سه کاندید مرتب تکرار میکنند . ازاین رو است که سران نظام برای اجرای چنین پروژه ای حاضر به تحمل هرگونه هزینه ای شده اند. تردیدی نیست که درچهار چوب این نظام ، صرف نظر ازاینکه قرعه بنام کدام یک از کاندید های ریاست جمهوری بیافتد ، بحران اقتصادی ،بیکاری ، تضاد های عمیق ظبقاتی، فساد اداری ،ناهنجاری های اجتماعی و ظلم وستم واستثمار همچنان رو به تشدید خواهد گذاشت. مطالبات اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی اکثریت عظیم توده های مردم، یعنی کارگران ، زنان ، ملیت ها ، دانشجویان،بیکاران و.. همچنان پابرجا و بناگزیر مبارزه نیز ادامه خواهد داشت . فریب کارانی که داغ شدن تنور انتخابات را مستمسکی برای کشاندن بخش های مختلف مردم به پای صندوق های رای میکنند و نیز مردمانی که بعد از سی سال ، فریب شعار های عوامفریبانه دوران انتخابات را خورده و به پای صندوق های رای میروند، خود در پایداری نظام ستمگر و چپاولگر حاکم وتداوم وضعیت موجود شریک وسهیم هستند. نرفتن به پای صندوقهای رای، تنها قدم اول استقلال فکری وعملی هرانسانی است که به حق خواستارپایان دادن به ستم واستثمار وزور وسرکوب حاکم برجامعه است . قدم بعدی وارد شدن به صفوف مبارزه جنبشهای اجتماعی وصیقل دادن به مطالبات و خواست ها ونیز دست یافتن به ابزاری است که این مبارزات را درجهت سرنگونی نظام حاکم و بدست گرفتن سرنوشت خویش ، سوق دهد. وظیفه نیروهای انقلابی ، بویژه فعالین سازمان است که با استفاده از فضای موجود، طبقه کارگر و توده های مردم را ازواقعیت های پشت صحنه رقابت های انتخاباتی آگاه نموده و با ارائه شفاف مطالبات و خواست های کارگران ، زحمتکشان ، زنان ، جوانان ، بیکاران ، ملیت های تحت ستم وسایر زحمتکشان ، برنامه سازمان را به پرچم مطالبات طبقه کارگر وتوده های مردم تبدیل کنند . درعین حال برزمینه این تلاشها میباید به سازماندهی وباز هم سازماندهی اشکال مختلف مبارزه همت گماشته وتدارکات لازم نظری وعملی آن را فراهم نمایند. مردمان کارگر وزحمتکشی که بار سنگین ستم واستثمار وزوروسرکوب طبقه حاکم و قدرت سیاسی آن را بیش از سی سال است برشانه های خود حس میکنند ،باید بدانند که نه ازطریق تبدیل شدن به سیاهی لشگر سرکوبگران وداشتن امید واهی به عوامفریبیهای جناح های مختلف حاکمان قدرت وثروت، بلکه تنها ازطریق مبارزات مستقل و انقلابی خود قادرخواهند بود به خواست ها ومطالبات خود جامه عمل پوشانده و برسرنوشت خویش حاکم شوند. سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی برقرارباد جمهوری فدراتیو شورائی ایران زنده باد سوسیالیسم سازمان اتحاد فدائیان کمونیست شانزدهم خرداد ماه 1388
|
 |
|
|
|
|