spacer.png, 0 kB

 زندانیان سیاسی، مقاومت و آموزه های آن در تداوم مبارزات «به مناسبت دهۀ خونین شصت»

میهمان: رفیق مجید آزادی 
زمان : سه شنبه 31 اگوست 2010

ادامه مطلب...
 
spacer.png, 0 kB
 
 
پیام همدردی وتسلیت به خانواده رفیق بهنام کرمی چاپ ارسال توسط پست الکترونیکی
باخبر شدیم که رفیق بهنام کرمی دریک حادثه کوهنوردی جان باخته است. رفیق بهنام از مبارزین پرسابقه ای بود که به رغم سالها زندان وشکنجه اما به ارمانهای انسانی خود وفادار ماند وتا آخرین لحظات زندگی پربارش برای تحقق آزادی وسوسیالیسم مبارزه کرد.
شورای مرکزی سازمان  جان باختن رفیق مبارز وانقلابی  بهنام  کرمی  را به  خانواده  وهمه همرزمان او تسلیت  میکوید. یاد وخاطره بهنام درعرصه  کار و پیکارعلیه خودکامگی وستم واستثمار فراموش ناشدنی است. یادش  گرامی باید

 رفقای همرزم او مینویسند

 

خبر کوتاه ودردناک بود. رفیقمان بهنام در هنگام کوه نوردی دچار حادثه گردید وجان خویش را به خاطر نجات جان دیگری از دست داد.

به راستی که لقبی که در سال 67 به وی در زندان داده بودند سزاوارش بود. بهنام ناجی؛ اری هم او بود که در ان سال سیاه سال شکنجه وتسویه های خونین زندان هنگامی که به اشتباه او را به بند اعدامیها بردند در ان لحظه بر استرس و الام روحی خود غلبه نمود وبه جای اینکه در ان لحظه تلاش نماید وبه زندانبانها بفهماند که به اشتباه به این بند اورده شده است وبند او جای دیگری است رفیق دیگری که همراهش بود را با خود هم رای نمود که باید بند روبرو که متعلق به زندانیان مارکسیست بود واز جریان تسویه های خونین بی خبر بود را در جریان ماوقع قرار دهند.

 رژیم که از ماه پیش ازشهریور67 به تسویه در زندان مشغول شده بود ودسته دسته زندانیانی را که از قبل محاکمه وزندانی خود را سپری می کردند وتعداد زیادی از انها محکومیتشان تمام شده بود ولی ازاد نشده بودند را به ترتیب از بندهای مجاهدین شروع به تسویه نموده بود بندهای دیگر را از هر امکان خبری (اعم از روزنامه وتلویزیون )محروم وهیچ گونه حرفی وتماسی با زندانی برقرار نمی کردند تا جائی که بسیاری در بند  فکر می کردند که اوضاع برای حکومت بسیار خراب است وعنقریب ازاد می شوند وتعداد کمی بر این باور بودند که اوضاع خطرناک است وباید برخورد ها را بر حسب شرایط تنظیم نمود در ان شرایط زندان به ترتیب بند به سراغ انها میرفت تا اینکه روزی بهنام ورفیقی دیگر را به بیرون بردند وهنگامی که انها را باز می گرداندند به اشتباه انها را به بند روبرویی برده بودند در انجا بود که انها از اوضاع باخبر شدند با تعداد کمی در بند مواجح شدند که از اعدام رهایی یافته بودند بهنام ورفیق همراهش با هم تصمیم گرفتند که اگر از همان اول به انها بگویند که به اشتباه به این بند اورده شده اند انها  را به بند برنمی گرداندند ورفقا در خطر جدی قرار دارند به همین دلیل در ان شرایط بر خود مسلط شده وبه وسیله نور شروع به مورس زدن کردند وبالاخره توانستند با بند تماس بگیرند جالب این است که تعدادی در بند روبرو حرف انها را قبول نکردند وفکر می کردند که این خود پاسدارها هستند که می خواهند با این خبر دروغ جو بند را خراب نمایند اما برخوردهای انها بهنام را مایوس نکرد وفکری به خاطرش رسید با مورس از انها خواست تا رفیق که هردو طرف قبولش داشتند را در بند صدا کردند وبه ان رفیق در مورد مسئله ای که بین خودشان خوصوصی بود وفقط دو نفر ان را می دانستند صحبت نمود وان رفیق بود که به بچه ها گفت به حرفهایش شک نکنید او خود بهنام است .پس از این خبر به سرعت در بین بچه ها بحث درگرفت ونظرات مختلفی مطرح شد یک عده معتقد بودند که باید دفاع کرد وبه شرایط سال 60 بر نگشت وعده ای دیگر می گفتند این یک قتل عام است وباید عقب نشینی نمود اما مهمتر از همه این بود که در ان شب تا صبح همه مشغول این شدند که دست نوشته ها را از بین ببرند واگر ان دست نوشته ها از بین نمی رفت ابعاد جنایت خیلی از این که هست بیشتر می شد.

خیلی ها جان خود را مدیون خبر بهنام می دانستند واز این رو بهنام ناجی اش خواندند اری بهنام ناجی هیچگاه سزاوار این نبود که در رختخواب بمیرد .انگونه زیست که دوستش می داشت وانگونه رفت که دوست می داشت.

ما رفقای زندان وبخصوص ما رفقای فدائی که با او زندگی ودر یک تشکل علیه ظلم وبی داد طبقاتی پیکار کرده ایم همواره یاد وخاطره اش را گرامی می داریم وبه خانواده اش اعلام می داریم که نبود بهنام درد مشترک همه ماست.

به امید روزی که دیگر همانگونه که بهنام می خواست وبرای ان جنگیده بود در هیچ کجای این زمین خاکی فقر وگرسنگی وفحشا واعتیاد وعامل این فقر یعنی رژیمهای سرمایه داری نباشد وبساط ان برچیده شده باشد

 
< بعد   قبل >
spacer.png, 0 kB
spacer.png, 0 kB