|

|
|
جمعبندی ازمبارزات یکساله درکشورهای منطقه خاورمیانه- بهروز عارفی |
|
ادامه مطلب...
|
برنامه پالتالک آذری
|
مللی مسئله حاقیندا آذربایجان کمیته سی نین تشریحی سیاستی قوناقیمیز : آذربایجان کمیته سی زمان : جؤما 25 فورال 2011 |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
بخش هشتم: برنامه سیاسی |
|
|
|
* نظام سرمایه داری در ایران ، زیر سلطه دیکتاتوری ، اختناق ، تبعیض ، زندان و جوخه های اعدام تکامل یافته است . بورژوازی ایران که زیر حکومت متمرکز و سرکوبگرانه شاه ، از هر گونه تشکل های کارگری ، توده ای و حضور احزاب و جریانات مترقی جلوگیری کرده بود ، خود زمینه ساز حاکمیت جمهوری اسلامی و سیاه ترین استبداد دینی بر مقدرات مردم گردید . * با شکست انقلاب توده ای 1357 و با روی کار آمدن جمهوری اسلامی ، یکی از ارتجاعی ترین روبنای سیاسی نظام سرمایه داری در تلفیق با مذهب ، حاکم به مقدرات مردم گردید . رژیم جمهوری اسلامی از همان اول آشکارا با آزادی ، مدنیت و دموکراسی به دشمنی برخاست و نزدیک به بیست سال سیاست ، سرکوب ، زندان ،شکنجه ، اعدام و نفی ابتدایی ترین حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی ، تبعیض و آپارتاید جنسی را برنامه خود کرد .
* در ایران اقلیتی محدود از جامعه ، یعنی سرمایه داران با فراغ بال به تشدید استثمار ، احتکار ،زدوبند با مقامات دولتی و اختلاص به ثروت خود افزودند . از سوی دیگر اکثریت عظیم مردم در محرومیت بسر برده و خواست آنها برای آزادی و عدالت اجتماعی و برابری با سرکوب نیروهای دولتی مواجه شده است .
* تسلط بلامنازع طبقه سرمایه دار بر تمامی وسایل و امکانات تولیدی و مبادله ، اعم از اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، ایدئولوژیک و نظامی ، مانع بزرگ دخالت مستمر و آزادانه توده های عظیم کارگر و زحمتکش و سازندگی واقعی جامعه بر سرنوشت خویش است .
* هر کارگر و زحمتکش ایران در زندگی روزمره خود وقتی ناگزیر می گردد از حقوق و سطح معیشت خود در مقابل تعرض مداوم استثمارگران دفاع کند، به آشکارترین وجهی خود را در مقابل دستگاه جبر و ستم و سرکوبی میابد که به ایدئولوژی اسلامی نیز ملبس شده است و در میابد که در نظام سرمایه داری ایران ، دستگاه دولت و تمام ضمائم آن ارگان سیادت و عامل بقا و بازتولید نظم موجوند .
* بررسی اوضاع اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و تاریخی ایران و روند تکامل نظام سرمایه داری و اشکال مختلف سیادت سیاسی آن نشان می دهد که نظام سرمایه داری در ایران هر شکل سیاسی ای که بخود بگیرد ، قادر به حل معضلات جامعه در جهت آزادی ، عدالت اجتماعی و رشد و شکوفائی انسانها نیست .
* ایران به یک تحول اساسی در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی نیازمند است که تنها از طریق یک انقلاب اجتماعی بر علیه سیادت سیاسی و اقتصادی اقلیت محدود جامعه ممکن و قابل تحقق است .
* اولین گام در این راه ، سرنگونی جمهوری اسلامی ، انهدام ماشین دولتی و دستگاههای مقتدر اداری و نظامی بورژوایی و بر قراری نظامی فدراتیو و شورائیست که در آن اکثریت مردم از فرهنگها و ملیتهای مختلف برای اولین بار به دخالت در زندگانی خود می پردازند و برای ساختن آگاهانه جامعه ای که در آن از استثمار انسان بوسیله انسان ، از تبعیض جنسی و نژادی ، از سرکوب ، زندان ، شکنجه ، اعدام و از بیکاری ، بی مسکنی ، فقر و تبعیض جنسی ، از انهدام محیط زیست و... خبری نباشد،اقدام می کنند .
* سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ، واژگونی جمهوری اسلامی بمثابه برجسته ترین تکیه گاه نظام سرمایه داری حاکم بر ایران و سر سخت ترین دشمن آزادی طبقه کارگر و جایگزینی آن توسط جمهوری فدراتیو شورایی را وظیفه عاجل خود می داند .
* جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، اجتماع آزاد و سوسیالیستی کلیه کارگران و زحمتکشان ایران است و تمامی قدرت در آن به مردم متشکل در شوراهای شهر و روستا تعلق دارد .
* در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، مرجعیت با اکثریت مردم یعنی کارگران و زحمتکشان است . دولت شورایی تجلی عینی اراده آنان محسوب می شود .
* با انحلال نهاد های بوروکراتیک و نظامی بورژوازی ، شوراها بعنوان مراجع قانونگذاری و اجرایی هر دو عمل می کنند و در آن نمایندگان توسط انتخاب کنندگان قابل عزل خواهند بود .
* جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، دیکتاتوری پرولتاریای شهر وروستاست که برای امحای سرمایه داری ، لغو مالکیت خصوصی بورژوایی بر ابزار تولید و مبادله ، محو استثمار انسان توسط انسان و استقرار سوسیالیسم که در آن رفاه ، آزادی و برابری حق طبیعی و غیر قابل انکار هر انسان است و در چهارچوب آن وسیع ترین آزادیهای سیاسی و عقیده و بیان برسمیت شناخته می شوند ، تلاش می کنند .
* بالاترین مرجع قدرت در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، کنگره سراسری نمایندگان شوراهای سراسری کشور است و در فواصل بین کنگره ها کمیته اجرایی مرکزی سراسر ایران خواهد بود . در فانون اساسی جمهوری فدراتیو شورایی مفاد زیر نضمین می شود: آزادیها * برسمیت شناختن آزادی عقیده ، بیان ، مطبوعات ، تشکل ، اعتصابات ، تظاهرات .
* سوسیالیسم و آزادی از هم جدایی ناپذیرند ، مردم تنها درشرایط برخورداری از آزادی قادر به ارتقای سطح آگاهی خود می شوند . محرومیت از این آزادیها مهمترین مانع رشد و تکامل انسان و در نتیجه شکوفایی سوسیالیسم است که تضمین گر واقعی آزادی انسان از هر گونه اجبار در تعیین سرنوشت خویش است .
* برای تأمین واقعی و راستین آزادی عقیده ، مذهب از دولت و آموزش و پرورش از مذهب جدا می شود و آزادی تبلیغ مذهبی و ضد مذهبی برای کلیه شهروندان به رسمیت شناخته می شود .
* مطبوعات تنها از طریق آزادی بی قید و شرط انتقاد از شرایط قانونی قادرند در تکامل ساختار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه مشارکت نموده و به ارتقای سطح آگاهی مردم و تکامل نظام اقتصادی و اجتماعی یاری رسانند .
* برای تأمین راستین آزادی بیان ، قلم ،مطبوعات ،وابستگی هرگونه طبع و نشر آثار به سرمایه از میان برداشته می شوند . تمامی ملزومات مالی و فنی چاپ و انتشار کتب ، روزنامه ها ، جزوات و همه گونه وسایل و امکانات ارتباط جمعی و شبکه های مدرن ارتباط گیری و دسترسی به منابع اخبار ، مراکز تحقیق و غیره در اختیار شوراها و تشکل های مربوطه قرار می گیرند ، نشر بلامانع و بدون سانسور و بی قید و شرط تضمین می شود .
* برای تضمین واقعی آزادی اجتماعات ، تظاهرات ، جلسات ، اعتصابات ، هرگونه موانع مادی و معنوی که نظام سرمایه داری در برابر آزادی اعتراض مردمی ایجاد و یا در ذهن و فرهنگ مردم نهادی کرده است از میان میرود . ساختمانها و محل های مناسب و مجهز به کلیه وسایل ارتباط جمعی ، روشنایی و وسایل تأمین گرما و خنک کننده ، رایگان در اختیار تجمعات قرار می گیرد تا مردم اعتراض و خواسته ها و نظرات خود را آزادانه بیان کنند و به اطلاع همگان برسانند ...
* بمنظور آزادی واقعی تشکل و تحزب ، جمهوری شورایی که حاکمیت طبقات دارا را در هم شکسته و کلیه موانعی را که در جامعه سرمایه داری ، کارگران و زحمتکشان را از آزادی بی قید و شرط تشکل و تحزب محروم می کرد از میان بر میدارد و آنها را برای متشکل شدن در تشکلهای مستقل خویش بلحاظ مادی و معنوی یاری می رساند .
* حق رأی مستقیم ، مخفی و برابر برای تمامی شهروندان که به سن 17 سال رسیده باشند و حق هر فرد انتخاب کننده برای انتخاب شدن در شوراها وسایر مجامع و ارگانها .
* علنی بودن محاکمات با شرکت هیات منصفه و انتخابی بودن قضات .
* حق هر فرد برای تعقیب قانونی مقامات
* ممنوعیت کامل دخالت در زندگی خصوصی افراد ، مصئونیت فرد و محل زندگی او از هر گونه تعرض ، ممنوعیت تفتیش در مراسلات ، مکاتبات . جاسوسی.
* حق انتخاب شغل ، محل سکونت ، آزادی مسافرت .
* ممنوعیت شکنجه و لغو حکم اعدام .
* جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، تساوی حقوق کلیه شهروندان را صرف نظر از نژاد ، ملیت ، مذهب ، عقیده ، جنسیت ، زبان و غیره در تمامی زمینه ها برسمیت میشناسد و با هر گونه امتیاز ، برتری وستم به اقلیت های ملی ، فرهنگی و ... مبارزه می کند و مبارزه با مردسالاری ، زن ستیزی و باورهای ارتجاعی مذهبی و سنتی بویژه در مورد تعرض به حقوق و برابری زنان را وظیفه خود می داند .
* در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، آزادی انتخاب رفیق زندگی ( همسر یا همزی) و ازدواج از سن 18 سال آزاد و در تمامی امور برابری زن و مرد تأمین و تضمین می شود .
حق کار
* در سوسیالیسم کلیه نیروهای مولد ، اجتماعی می شوند . کار نیز ازاین امر مستثنی نیست . و در جمهوری فدراتیو شورایی ایران همه شهروندان از حق کار برخوردارند و کار یک وظیفه شهروندی محسوب می گردد . بیکاری در آن مفهومی ندارد و شش ساعت کار در روز ، دو روز متوالی تعطیل در هفته و هفت هفته مرخصی سالانه جزو اولیه ترین مفاد قانون کار است که شامل همه شهروندان قادر به کار به استثنای کودکان زیر 17 سال در شهر و روستاست مگر کار در حین تحصیل جنبه آموزشی داشته باشد .
* در جمهوری فدراتیو شورایی ، تأمین بهداشت و ایمنی محیط کار ، ایجاد سالن های سخنرانی ، تأتر ، کتابخانه ، محل استراحت ، ورزش ، مطالعه و حمام و غیره تضمین میشود . قوانین کار و جزئیات آن توسط شوراهای خود کارگران و زحمتکشان متناسب با محیط کار و شرایط کار تدوین می گردد .
* مهاجرین و سایر خارجیان ساکن جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، همچون دیگر شهروندان از حقوق کامل شهروندی بر خوردارند و حق اشتغال به کار بدون استخدام کار دیگران ، برای آنها تضمین می شود .
* شوراهای محلی بدون هیچگونه تشریفاتی به اینگونه خارجیان حقوق شهروندی و برابر اعطا می کنند .
* در جمهوری فدراتیو شورایی ایران ، به کلیه پناهجویانی که بخاطر جرایم سیاسی ، مذهبی ، عقیدتی ، مورد آزار و اذیت قرار گرفته و در خواست پناهندگی می کنند ، پناهندگی اعطا کرده و حقوق کامل شهروندی آنها را برسمیت می شناسد .
تحصیل
* بمنظور تأمین و تضمین ارتقای سطح دانش کارگران و زحمتکشان ، جوانان ، مالکیت خصوصی و روابط و مناسبات ناشی از آن از سیستم آموزش و پرورش برچیده می شوند و با دگرگونی بنیادی در نظام آموزشی کشور بر مبنای آخرین دستاوردهای علمی و فنی در زمینه آموزش و پرورش ، امکانات تحصیلات رایگان و همه جانبه برای کلیه شهروندان تضمین می شود .
بهداشت و درمان
* با لغو مالکیت خصوصی بر بهداشت و درمان ، امتیازات طبقاتی در استفاده از امکانات بهداشتی کشور از میان خواهد رفت و بهداشت و درمان برای همه رایگان خواهد بود . درمانگاهها ، بیمارستانها ، مراکز بهداشتی . درمانی و آموزشی ، مکانهای ورزشی و تفریحی متناسب با نیاز های مردم گسترش خواهند یافت .
* ایجاد اماکن و موسسات نگهداری از سالمندان ، معلولین و کسانیکه به دلایل نقص عضو و از دست دادن سلامتی قادر به کار نیستند ، ایجاد مراکز سرگرمی و تفریح برای سالمندان رایگان خواهد بود .
مسکن
داشتن مسکن مناسب حق هر انسانی است . جمهوری شورایی ایجاد مسکن مناسب مدرن و مجهز برای کلیه شهروندان را هدف فوری خود قرار می دهد و با قطع سلطه سرمایه داران ، محتکرین و دلالان از امور مسکن و کار و زندگی مردم ، امکان دسترسی همه شهروندان به مسکن مناسب را تضمین می کند. امور اقتصادی و مالکیت
جمهوری شورایی ، آغاز جامعه به ساختمان سوسیالیسم است ، در سوسیالیسم مالکیت خصوصی بورژوائی بر ابزار تولید و مبادله اجتماعی می شوند . اقتصاد از طریق تولیدکنندگان آزاد و متشکل سازمان می یابد .
با وجود اینکه مالکیت ابزار تولید و مبادله به مالکیت اجتماعی در میاید . اما این امر یک شبه صورت نمی گیرد ، دوران ساختمان سوسیالیسم سرشار از تحولات و پیشرویها و عقب نشینی هاست . در جمهوری شورایی با توجه به اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران و با در نظر گرفتن شرایط و مناسبات حاکم ، از سلب مالکیت کنندگان سلب مالکیت می شود و در اختیار صاحبان واقعی ، یعنی تولیدکنندگان متشکل در شوراها و نهادهای مردمی قرار می گیرد .
* در جمهوری فدراتیو شورایی که بر ویرانه های جامعه سرمایه داری بنا می شود کلیه موسسات مذهبی ، دولتی ، شرکتها . صنایع و کارخانجات ، کارتل ها و تراست ها و کلیه وسایل تولید و مبادله در دست اشخاص حقیقی و حقوقی را به صاحبان واقعی آنها یعنی تولید کنندگان آزاد متحد و متشکل موسسات باز می گردد و سلطه سرمایه داران و دلالان و محتکرین بر می افتد .
* در جمهوری فدراتیو شورایی گذران از طریق بهره ، ربا و نظایر اینها ممنوع و جرم محسوب می گردد و هر شخص قادر به کار که کار نکند نمیخورد .
کشاورزی
بهسازی روستاها بر اساس موقعیت جغرافیایی و تأمین آب ، جاده ، وسایل و امکانات مدرن و پیشرفته، تأمین امکانات آموزشی ، بهداشتی و رفاهی و استحکام آنها در برابر حوادث طبیعی .
* تلاش برای از میان بردن فاصله شهر و ده از طریق رشد آگاهی ، گسترش امکانات پیشرفته تکنولوژیک ، صنعتی و اطلاعاتی ، ارتقای سطح آموزش و زندگی مردم .
* سپرده شدن موسسات کشاورزی به کارگران و کارکنان اداره کننده این موسسات ، یعنی اجتماعی کردن کشاورزی بر اساس برآورد و تصمیم شوراهای مناطق .
* کنترل و اداره جنگلها ، منابع ، آبها ، معادن ، مراتع توسط شوراهای متحد تولید کنندگان و سازماندهی و تعیین ظوابط ، روابط و مناسبات و مبادلات بر حسب قوانین و نیازهای زمان که توسط مجامع تولید کنندگان و شوراهای نمایندگان تصمیم گیری می شوند .
* ایجاد مراکز تفریح ، تحصیل ، ورزش و مراکز هنری ، مهد کودک و کلیه امکاناتی که به رشد و ارتقای فرهنگ و سطح زندگی و شکوفایی شاغلین در امور کشاورزی و ساکنین در روستاها یاری رساند . |
 |
|
|
|
|