|

|
|
جمعبندی ازمبارزات یکساله درکشورهای منطقه خاورمیانه- بهروز عارفی |
|
ادامه مطلب...
|
برنامه پالتالک آذری
|
مللی مسئله حاقیندا آذربایجان کمیته سی نین تشریحی سیاستی قوناقیمیز : آذربایجان کمیته سی زمان : جؤما 25 فورال 2011 |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
بخش ششم: سیمای عمومی سوسیالیسم در قرن بیستم |
|
|
|
فعالیتهای سوسیال دموکراتیک و کمونیستی در ایران از همان دوران انقلاب مشروطیت آغاز شد و در جریان مبارزه به تشکیل گروههای سوسیال دموکرات ( که تحت تاثیر انقلاب 1905 روسیه بودند ) با برنامه ای بورژوا – دموکراتیک منجر شد . با وجود دستاوردهای مثبت سوسیال دموکراتها در انقلاب مشروطیت و قیامهای متعاقب آن ، اما بدلیل عدم تکامل طبقه کارگر و ناتوانی از شناخت خصوصیات امپریالیسم و عوامل متعدد دیگر ، از ایفای نقش تاریخی خود بازماندند و شکست انقلاب مشروطیت مستولی شدن یک دوران رکود تا تشکیل حزب عدالت و سپس تاسیس حزب کمونیست ، فعالیتهای موثر سوسیال دموکراتیک در ایران را با رکود توام شد.
جنبش کمونیستی کارگری روسیه نقش مهمی در شکلگیری آگاهی کمونیستی و سوسیال دموکراتیک در جنبش کارگری ایران داشت . شکلگیری اولین هسته های سوسیال دموکراتیک در بین کارگران مهاجر و گسترش آن در ایران مباحثات و اختلاف نظرات جنبش سوسیال دموکراسی روسیه را در خود منعکس کرده و این پیوند سالهای متمادی در حیات جنبش کمونیستی ایران نقش ایفا کرده است . اولین اختلاف نظر استراتژیک حول انقلاب ایران انعکاسی از مواضع بلشویکها و منشویکها در روسیه بود .
1- ضبط کلیه اراضی ، دولتی یا فئودالها و مالکان ارضی ، تقسیم آن میان زارعین ، آزادی مطبوعات ، گفتار مجامع ، اشخاص ، احزاب ، اعتصابات ، تشکل ، تعلیمات عمومی اجتماعی ، تغییر سیستم مالیاتی ، مالیاتهای تصاعدی بر ثروت ، حق انتخابات عمومی با رای مساوی ، مخفی مستقیم و سایر خواستهای بورژوا – دموکراتیک اولین برنامه سوسیال دموکراسی برای انقلاب ایران بود .
2- تکامل گروه های سوسیال دموکرات منجر به تشکیل حزب عدالت شد و بموازات تکامل مبارزه طبقاتی در روسیه و پیروزی انقلاب اکتبر حزب عدالت به حزب کمونیست ایران تکامل یافت . حزب کمونیست ایران محصول تجزیه و ترکیب و تکامل گروه های سوسیال دموکرات در دو جهت سوسیال دموکراسی و کمونیستی ، بعبارت دیگر منشویسم و بلشویسم بود ( رجوع شود به جلسه 30 تن از سوسیال دموکراتهای تبریز و اختلاف بر سر شرایط عینی انقلاب )
3- در نتیجه جنگ و پیروزی انقلاب اکتبر در روسیه ، فرار و یا محدودیت ملاکین و سرمایه داران بزرگ ، کمیابی کالاها ، فعالیت مجدد صنایع کوچک داخلی را گسترش داد و صنایع ملی در پاسخ به نیازمندیهای داخلی انکشاف یافتند . در نتیجه تحکیم موقعیت بورژوازی داخلی و طبقه کارگر ، مبارزه بر ضد استعمار خارجی و علیه اشرافیت فئودال جان تازه ای گرفت ، تحت تاثیر انقلاب اکتبر ، موجهای جدید قیام از جمله به تشکیل دولت ائتلافی ( شورایی ) گیلان منجر شد .
4- موضع نسبت به ائتلاف رضا خان سید ضیأ ، هم در حزب کمونیست اتحاد شوروی که وقایع ایران را دنبال می کرد و هم در اولین کنگره حزب کمونیست ایران و در فاصله دو کنگره ( حول انقلابی و ملی دانستن این ائتلاف و یا ضد انقلابی دانستن آن ) به اختلافات دامن زد . این کنگره در 23 ژوئیه 1920 برگزار شد .
5- در پلنوم دوم که همزمان با شکلگیری کمینترن و مباحثات دورن آن ، پیرامون موضع در قبال جنبشهای رهائیبخش و نقش بورژوازی ملی در آنها تشکیل شده بود ، تزهای معروف حیدر خان به تصویب رسید . عملا حزب به دو گرایش دارای برنامه مجزا منقسم شد ( برنامه حزب کمونیست ، رجوع شود به کتاب " انقلاب ایران وظایف پرولتاریا" ص 135 و یا اسناد دیگر در این باره )
6- با پیروزی خط مشی انقلابی ، حزب کمونیست با گسترش تشکیلات خود در داخل و شرکت در مبارزه نقش مهمی در ارتقای آگاهی و سازمانیابی طبقه کارگر ایران ایفا کرد، تشکیل اتحادیه ها ، سندیکاها و سازماندهی اعتصابات در سراسر کشور از جمله اقدامات حزب کمونیست بود .
7-در این دوره بورژوازی ملی همراه با خرده بورژوازی مرفه و اقشار مختلف جامعه روشنفکری ایران که در جنبش دوران مشروطیت شرکت داشتند در هراس از تعمیق جنبش توده ای و بمنظور سهیم شدن در قدرت سیاسی به دنباله روی از رضا خان پرداختند. در این زمان بخشی از رهبری حزب کمونیست نیز بدام فریبکاریهای امپریالیسم انگلیس و عوامل آنها افتادند . آنها در وجود رضا خان آن عنصر" دموکرات وملی" را می دیدند که با هدف کسب استقلال سیاسی و اقتصادی و ندای جمهوریخواهی وارد صحنه سیاسی شده بود . جناح اپورتونیست معتقد بود که " با وجود دولت رضا خان و با حمایت پرولتاریا و حزب کمونیست از آن نه تنها می توان مبارزه ضد امپریالیستی را پیش برد ، بلکه گذار مسالمت آمیز به سوسیالیسم نیز امکانپذیر است " . گرایش فکری که در همین زمان در حزب کمونیست شوروی نیز بوجود آمده بود . و در کمینترن نیز حول این موضوع مباحثه بود.
8- کنگره دوم حزب کمونیست در 1306 منعقد شد ، تداوم مباحثات در کمینترن که در آنجا اساسا نسبت به جنبشهای بورژوا ملی موضع رادیکالی اتخاذ شد ، از یکسو و تاجگذاری رضا خان ، تبدیل شدن وی به بزرگترین فئودال زمان خود ، گسترش سرکوب و .... منجر به تحکیم موقعیت کمونیستها در کنگره و مرزبندی با انحرافات گذشته شد . حزب در این زمان ، با ایجاد تشکلهای توده ای کارگران و سازماندهی حوزه های حزبی در مناطق کارگری نقش بسیار مهمی در تحولات کشور بازی می کرد.
9- اما رضا خان با تمرکز قدرت سیاسی به سرکوب عنان گسیخته جنبشهای کارگری و ترقی خواهانه اقدام و با تصویب قانون سیاه 1310 به سرکوب حزب کمونیست و تشکلهای کارگری پرداخت . فعالیت کمونیستی تا 1320 بکلی ممنوع اعلام گردید. این امر با انحرافات حزب کمونیست شوروی همزمان بود .
10- جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به ایران ، گذشته از تأثیرات منفی ، تأثیرات دیگری در ساختار اقتصادی اجتماعی ایران بر جای گذاشت . رشد صنایع داخلی طی این دوره به گسترش و قوام بورژوازی ملی از یکسو و طبقه کارگر از سوی دیگر انجامید . از مقطع 1320 که حکومت رضا شاه ساقط شد چندین سال فضای باز سیاسی به تشکیل احزاب ، اتحادیه های کارگری و گسترش مبارزه طبقاتی و ملی و غیره امکان داد . تشکیل حزب توده بر یک چنین زمینه ای صورت گرفت .
11- حزب توده محصول جنبش انقلابی و تکامل سازمانهای مارکسیستی نبود . نتیجه شرایط ویژه ای از اوضاع داخلی و بین المللی و حاصل تجمع افراد و عناصر نامتجانس از لحاظ ایدئولوژیک ، خصلت و ماهیت طبقاتی و اهداف مبارزاتی بود . مهمتر از آن بر اساس نیازهای جبهه های ضد فاشیستی و تحت تأثیر سیاست حزب کمونیست شوروی در این رابطه شکل گرفت و برنامه آن در مقطع تاسیس از برنامه اولین گروههای سوسیال دموکرات در دوران مشروطییت نیز عقب تر بود .
12- در این دوره حزب توده به بزرگترین حزب سیاسی ایران و خاورمیانه تبدیل شد. اما تفوق جهان بینی التقاطی ، بکار گیری اسلوب متافیزیکی در تمامی زمینه ها و انعکاس آن در برنامه و تاکتیکها ، رهبری حزب را در مقابل حوادث و جریانات روزمره خلع سلاح و به دنباله روی از حوادث سوق داد .
13- کودتای 28 مرداد ، شکلگیری دوباره ساختار متمرکز انحصاری دولتی که با سرکوب خونین جنبش کارگری و ترقیخواهانه همراه بود یک دوره رکود طولانی مدت را بر جنبش کارگری تحمیل نمود . علاوه بر آن تعمیق انحرافات و تحکم قدرت بوروکراسی در اتحاد شوروی تاثیرات زیانبار خود را بر جنبش کارگری ایران بر جای گذاشت و نقش بزرگی در شکست جنبش انقلابی وکارگری در این دوره و بوجود آمدن یک دوره رکود و گسست بیست ساله ایفا کرد .
14- تا اواخر دهه 40 بر زمینه اصلاحات ارضی و تفوق مناسبات سرمایه داری ، جنبش کارگری با وجود دیکتاتوری شاه مبارزات چندی را از سر گذرانده و در برخی موارد به دستاوردهایی نیز رسید .
15- در نتیجه رشد سرمایه داری و رفرمهای از بالای دولت در دهه چهل و سرازیر شدن میلیونها دهقان بسمت شهر ها و وارد شدن بخش زیادی از آنها در مشاغل کارگری مزید بر علت شد تا روحیات خرده بورژوازی سنتی و نگرشهای غیر ماتریالیستی و غیر طبقاتی در میان کارگران زمینه رشد یابند . طبقه کارگر نه تنها آماج جهانبینی غیر مارکسیستی توسط احزاب اپورتونیست بود ، بلکه اندیشه های مذهبی و روحیات دیر پای دهقانی با تمام عواقب خود بوسیله خیل دهقانان تازه پرولتر شده بدرون طبقه کارگر سرازیر شد و موانع زیادی در ارتقا آگاهی طبقاتی کارگران بوجود آورد .
16- بروز اختلاف در جنبش جهانی کمونیستی ، اختلاف بین چین و شوروی ، ناتوانی احزاب وابسته به قطب های اردوگاهی در پاسخ به مسائلی که به همراه رشد شتابان سرمایه داری در دهه 40 مطرح کرده بود ، گسترش صنایع و به تبع آن افزایش کمیت طبقه کارگر ، حل شدن برخی مسائلی که قبل از سلطه نظام سرمایه داری مطرح بودند ، همه و همه آن زمینه های عینی بودند که هم انشعابات متعدد را در احزاب قدیمی بوجود آورند و هم به شکلگیری احزاب و سازمان های جدید زمینه و میدان دادند .
17- تشکیل سازمانهای نظیر چریک های فدائی خلق ایران و سایر گروه ها و احزاب مشابه در پاسخ به این نیازها بود که با رشد و گسترش شتابان نظام سرمایه داری ضرورت عینی یافته بودند . سازمان فدائی با وجودیکه در پاسخ به نیاز جنبش طبقاتی و با هدف سوسیالیسم تاسیس شد و طی هشت سال مبارزه خونین از پشتیبانی طبقه کارگر و توده های مردم برخوردار گردید، اما بدلائل مختلف از جمله ساختار عینی اجتماعی و سطح تکامل جامعه ، وجود دیکتاتوری ، ترکیب عمدتا روشنفکری و فقدان برنامه ای پرولتری و .... عملا به محل تجمع عناصر گوناگون اجتماعی با اهداف و چشم اندازهای متفاوت و مبهم تبدیل شد . که تنها در شرایط رکود مبارزه طبقاتی میتوانست به حیات خود در چنین ساختار و اهدافی عموم خلقی ادامه دهد .
18- تشدید مبارزه طبقاتی و دریده شدن پوسته های پوپولیستی در جریان قیام و بعد از آن و انعکاس مبارزه طبقاتی در احزاب و جریانات سیاسی، سازمان فدائی را نیز به اجزای تشکیل دهنده خود تقسیم کرد و جنبش کمونیستی که امکان پیوند ارگانیک با طبقه کارگر و تشکیل حزب را بدست آورده بود اما در اختلافات خود گرفتار شد . بخشی از آن در حمایت از حاکمیت موجود کاملا موضع طبقاتی و انقلابی را ترک کرد. بخش دیگر که در موضع انقلابی قرار داشت در حالت پراکندگی ، مورد تعرض و سرکوب رژیم قرار گرفته و با عقب نشینی های مداوم و انشعابات متعدد عمدتا در خارج از کشور به حیات خود ادامه داد .
19- بعد از فرو نشستن گرد و خاک ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی ، کمونیسم انتقادی در سطح جهان بشکفتن آغاز کرده است و بار دیگر شبح کمونیسم ، کمونیسمی که از شکست و پیروزیهای خود درس فراوان گرفته است ، خواب از چشمان سرمایه داری ربوده است . این کمونیسم در کشور ما نیز با نقد گذشته خود به دوران شکوفائی قدم میگذارد ، عناصر آن در میان پیشروان جنبش کارگری و فعالین جنبش کمونیستی صرف نظر از تعقلات تشکیلاتی شکل می گیرد . پیوند اجزا و عناصر این نهضت فکری و گسترش آن بویژه در درون جنبش کارگری ، زمینه وحدت جنبش کمونیستی و حزب کمونیست انقلابی را اجتناب ناپذیر می سازد. |
 |
|
|
|
|