spacer.png, 0 kB
جمعبندی ازمبارزات یکساله  درکشورهای منطقه خاورمیانه- بهروز عارفی
ادامه مطلب...
 

برنامه پال‌تالک آذری

مللی مسئله حاقیندا آذربایجان کمیته سی نین تشریحی سیاستی

قوناقیمیز : آذربایجان کمیته سی

زمان : جؤما 25 فورال 2011
ادامه مطلب...
 







نشریه ریگای گل شماره 48 




spacer.png, 0 kB
بخش سوم: ضرورت بازنگری به گذشته چاپ ارسال توسط پست الکترونیکی

    تجربیات غنی جنبش کارگری و کمونیستی طی قرن بیستم ، شکست و پیروزیهای عظیم آن در یک و نیم قرن گذشته و نیز تحولات بزرگی که سرمایه داری چه در سراسر جهان و چه در ایران از سر گذرانده است ، نگاهی به سیمای عمومی سرمایه داری و سوسیالیسم در یکصد سال گذشته را چه در سطح جهان و چه در چارچوب ایران ، از برنامه حزب کمونیست برای هزاره سوم تفکیک ناپذیر میسازد.

    سیمای عمومی سرمایه داری در قرن بیستم

    سرمایه داری طی یک ونیم قرن گذشته چهار دوره اساسی را پشت سر گذاشته که در عین حال چهار مقطع مهم برای جنبش کارگری نیز محسوب می شوند ، چهار دوره ای که از طریق حلقه های عدیده انتقالی بهم متصلند .

    1- دوره اول از انقلاب کبیر فرانسه تا 1850 را در بر می گیرد که بورژوازی یک دوره از انقلابات و جنگهای رهائی بخش علیه فئودالیسم را پشت سر گذراند . وجه مشخصه این دوره ورشکستگی فئودالیسم و حکومتهای مطلقه در کشورهای باختری و بوجود آمدن دولتهای دمکراتیک می باشد که با نهضتهای توده ای توام بوده و توده مردم از طریق مطبوعات و مجالس نمایندگی به سیاست جلب می شوند . بیداری ملی ،مبارزه در راه آزادیهای سیاسی عمومأ و مبارزه در راه استقرار حقوق ملی خصوصا از ویژگیهای این دوره است .

    2- دوره دوم دوران رشد آزاد سرمایه داریست . دولتها استقرار یافته ، رژیمهای مشروطه برقرار شده اند و تکامل آزاد سرمایه داری در ابعاد اروپا و آمریکا آغاز شده و با جنگ فرانسه و پروس ( 1870 ) یک دوره نسبتأ طولانی توسعه سرمایه داری بهمراه یک دوره استعمار آغاز می گردد و حداکثر سود از بازار ها بیرون کشیده می شود . دوران رشد طلایی نیروهای مولده و کسب ارزش اضافه برای سرمایه داری مقتدر فراهم می گردد . صنعت مشخصه دوره دوم فقدان جنبشهای توده ای بورژوا- دموکراتیک است .

    سرمایه داری تکامل یافته با نزدیک شدن و اختلاط بیش از پیش ملل که به جریان مبادله کشیده شده اند ، تضاد آشتی ناپذیر سرمایه داری را که در مقیاس بین المللی بهم آمیخته و جنبش بین المللی کارگری را در درجه اول اهمیت قرار می دهد. بعد از ورشکستگی 1873 و بعد ز دوره کوتاه مدت رونق ، کارتلها آغاز به ایفای نقش می نمایند .

     3- پروسه فوق العاده سریع تمرکز تولید در بنگاههای بزرگ دائما در حال توسعه آغاز می شود ، با بحران اوایل قرن بیستم انحصارها به سراسراقتصاد چنگ می اندازند . این دیگر رقابت آزادانه سرمایه داران آزاد و تولید کنندگان و کارفرمایان و فروشندگان پراکنده نیست که برای فروش در بازار نامعلوم ، کالا تولید می کنند ، بلکه این کارتلها هستند که شرایط تولید و فروش و غیره را تعیین می کنند . سرمایه داری از مرحله رقابت آزاد گذر کرده بسمت انحصاری شدن پیش می رود . در حالیکه تولید جنبه کاملا اجتماعی بخود می گیرد ، اما وسایل اجتماعی تولید و تملک کماکان در دست مالکان خصوصیست .

    4- دروان سوم با تمرکز تولید و تشکیل انحصارات ، درآمیختن آن با بانکها و صدور سرمایه مشخص می شود ، مناسبات تولیدی مبتنی بر تولید کالائی و رقابت آزاد با بحرانهای ادواری خود جایش را به انحصارات و حکمرانی سرمایه مالی می دهد .

    سرمایه بانکی و صنعتی ادغام می گردد و الیگارشی مالی پدید میاید. تمرکز سرمایه در تعدادی از کشورها ی ثروتمند و پیشرفته از یکسو و تشکیل اتحادیه های بزرگ سرمایه داری که جهان را بین خود تقسیم می کننداز سوی دیگر منجر به شکلگیری کشورهای امپریالیستی می گردد.

    5- اگر در مرحله دوم دموکراسی بورژوازی از ویژگی روبنای سرمایه داری مبتنی بر آزادی رقابت بود طبیعتا سلطه انحصارات ، در سیاست و روبنا نیز به انحصار طلبی و اعمال قهر سوق می یافت .

    6- بحرانهای ادواری و بروز جنگهای امپریالیستی ناشی از رقابت انحصارات وجه مشخصه دیگر این دوره از تکامل نظام سرمایه داریست که با جنگ جهانی اول وارد دوران انحطاط می شود . بدنبال خود تغییراتی در سیستم ، اشکال بروز بحران و ساختارهای روبنایی آن ایجاد می کند .

    7- در این دوره رونق کوتاه مدت بعد از جنگ جهانی بحران عظیم 1929 را بهمراه می آورد .

    اقتصاددانان بورژوا نظریه افزایش سرمایه گذاری های خصوصی – دولتی را راه حل عدم تکرار بحرانهای سرمایه داری اعلام کردند ، بدین ترتیب روند ادغام ساختارهای دولتی – خصوصی ، بعنوان راه خروج از این وضیعیت به کار گرفته شد که خود به شکلگیری دولتهای فاشیستی و تمرکز گرا منجر گردید .

    8- نه افزایش سرمایه گذاری دولتی خصوصی و نه تنظیم نرخ بهره ( طرح کینز) راه حل بحرانی که ذاتی نظام سرمایه داریست نشد. این طرح به افزایش بیکاری و تورم دامن زد ، اقتدار انحصارات را افزایش داد، و دولتهای سرمایه داری در خدمت سرمایه مالی دست بکار ایجاد زرادخانه های تسلیحاتی برای جنگهای آتی شدند.

    سرانجام تداوم بحرا ن و تشدید تضاد انحصارات ، دومین جنگ جهانی را ببار آورد .

    9- شکل گیری ساختارهای دولتی به همراه نتایج اقتصادی جنگ سرد برای دنیای سرمایه داری ، با روند جهانی شدن سرمایه و اجتماعی شدن تولید به تداوم و تشدید بحران سرمایه داری بعد از یک دوره رونق ناشی از تحولات تکنولوژیک دامن زد . تداوم بحران دهه 70 ، اوجگیری جدال امپریالیستها و انحصارات بر سر دستیابی به بازارهای جدید بصورت جنگهای منطقه ای ، ملی ، غیره جریان یافت .

    10- تداوم بحران و از هم پاشی آخرین پس مانده های دوران استعمار و ... اقتصاددانان و انشمندان بورژوازی را به این نتیجه رساند که مکانیسم بازار خود قادر است تعادلات لازم را در کارکرد سرمایه داری بوجود آورد ، سرمایه داری بی کنترلی که میبایست خود بر اساس قانون عرضه و تقاضا ، نرخ استثمار و شیوه کسب ارزش اضافی را معین میکرد. دولت از طریق معافیت مالیاتی و انداختن مخارج ساختمان زیر بنای اقتصادی و امور اجتماعی به گرده کارگران ، شرایط مناسب برای گردش سرمایه را فراهم می کرد . این سیاست در برخی از کشورها نظیر انگلیس و آلمان بکار گرفته شد ، با وجود دوران کوتاهی از رونق ، اما این کشور ها با بحرانهای اقتصادی عظیمی مواجه شدند ، بیکاری و فاصله طبقاتی افزایش یافت وفقر ابعاد گسترده تری بخود گرفت  . بسیاری از شرکتهای کوچک موفق به گسترش موسسات خود نشدند ، بلکه در زیر قدرت فائقه انحصارات چند ملیتی له شدند .

    11- جنگ سرد ، بعد از جنگ جهانی دوم که بودجه عظیمی را به گسترش زرادخانه های تسلیحاتی کشورهای سرمایه داری معظم سرازیر می کرد . همزمان با فروپاشی اتحاد شوروی و کشورهای اروپای شرقی و بوجود آمدن بازار وسیع جدیدی در برابر سرمایه داری و آغاز تحولات مهم در کشورهای سراسر جهان که نشان از گسترش سرمایه و در هم شکسته شدن روندهای گذشته خبر می داد ، دانشمندان سرمایه داری را واداشت تا برای بر طرف نمودن بحران و در پاسخگویی به وضعیت جدید ، تئوری دیگری را مبنی بر دموکراتیزاسیون و تمرکز زدائی در اقتصاد سرمایه داری را مطرح کنند . اساس این تئوری بر این زمینه استوار است که سرمایه داری در اواخر قرن بیستم می تواند از طریق واگذاری سهام شرکتهای بزرگ خصوصی و دولتی به کارگران و کارمندان ، چهره ای مردمی بخود بگیرد. آنها معتقدند سرمایه داری روند دمکراتیک شدن را می پیماید . سهامداران کارخانجات و شرکتهای بزرگ ( یعنی کارگران و کارمندان به همراه سرمایه داران ) صاحبان اصلی موسسات سرمایه داری می شوند . و از طریق روند از بین رفتن مالکیت خصوصی و گذار به جامعه بی طبقه آغاز می شود .

    اما اجرای این طرح نیز در کشورهای نظیر فرانسه ، آلمان و انگلیس نتایج عکس خود را ببار آورد درآمدهای ناشی از فروش سهام موسسات بزرگ دولتی و شرکتهای بزرگ تنها دست و بال بانکها و تراستهای چند ملیتی را در استفاده از منابع مادی ناشی از تمرکز پس اندازهای کوچک و تشدید استثمار کارگران و کارکنان باز گذاشت . افزایش قمیت ها ، افت خدمات دولتی ، اخراج و بیکار سازیهای وسیع ،( نمونه آن آلمان ) نتیجه این سیاست بود .

    12- بعد از فروپاشی شوروی و اروپای شرقی مبلغان بورژوازی ادعا می کنند که با شکست سوسیالیسم نظریات مارکسیستها پیرامون روند تکامل جامعه بشری و خصوصیات سرمایه داری از جمله مقولاتی نظیر امپریالیسم و بحرانهای سرمایه داری نادرستی خود را نشان داده است .

    اما بررسی تاریخ تکامل سرمایه داری نشان می دهد که تحول سرمایه داری درست همان سیری را طی کرده و می کند که مارکسیستها از طریق بررسی علمی روند تکامل سرمایه داری تشریح کرده اند .

    بویژه پدیده پیدایش انحصارات که بوسیله لنین تئوریزه شد و بوسیله دانشمندان بورژوازی و خود زندگی نیز تأئید شد ، بمثابه یکی از خصوصیات اصلی دوران حاضر ، به قوت خود باقیست . امروز کمتر انسان نسبتأ آگاهی را می شود یافت که منکر تسلط انحصارها بر حیات بشر بوده باشد . امروزه تمرکز ثروت در دست کمتر از چند درصد شرکت بزرگ انحصاری که هزاران و دهها هزار شرکت و موسسه کوچک و بزرگ در سراسر جهان را صاحب هستند ، مبین همین واقعیت است . سرمایه داری هم اکنون با در دست گرفتن اهرمهای اقتصادی و سیاسی ، بازار جهانی را در دست انحصارات بزرگ متمرکز کرده است ، بطوریکه نه تنها در مورد چارچوب و برنامه های اقتصادی مناطق تصمیم می گیرند ، بلکه تحولات سیاسی و فرهنگی را نیز تابع منافع خود می نمایند . حتی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری ، دیگر دولتها عملا به کارگزاران سرمایه جهانی تبدیل شده اند و نقش " آرای مردم " و پارلمانها برای قانونگذاری و دخالت در اموری که موکلین آنها خواستارش هستند بسیار محدود و محدودتر شده و بطوریکه بدون در نظر گرفتن مصالح انحصارات و سرمایه فراملیتی پارلمانهای ملی قادر به تصمیم گیری و نمایندگی رای دهندگان نیستند و خود به عامل تنظیم کننده قوانین و سیاستهای سرمایه جهانی در مناسبات محلی و حافظ امنیت سرمایه در یک چهارچوب معین تبدیل شده اند .

    انحصارات سرمایه داری برای خروج از بحرانهای ادواری خود و برای افزایش نرخ سود نه فقط سلطه اقتصادی را با سلطه نظامی در آمیخته و جهان را مملو از سلاحهای کشتار جمعی نموده اند ، بلکه با تحمیل مسابقات تسلیحاتی ، مداخلات نظامی ، بر پایی کودتا های نظامی ، ایجاد جنگهای محلی و منطقه ای ، دامن زدن به ناسیونالیسم ، نژاد پرستی ، تقویت جنبشهای ارتجاعی مذهبی تلاش کرده و می کنند با کسب سودهای کلان و استثمار طبقه کارگر و غارت منابع جهان به بحرانهای خود پاسخ دهند .

    13- سرمایه که همواره گرایش به افزایش نرخ سود دارد و علل بحرانها و ادبار خود را می آفریند ، در آستانه قرن بیست و یکم که بیکاری ، تورم و فقر در ابعادی جهانی دامن میلیونها انسان را فراگرفته ، راهی جز اضمحلال و جایگزینی خود با یک نظم اقتصادی و اجتماعی نوین نمی یابد .

    در دهه های اخیر و در کشورهای معظم سرمایه داری بطور آشکارتری شاهد بحرانی هستیم که هنوز راه حلی برای آن یافت نشده است . سرمایه داری برای حل بحران تلاش کرده محدودیت بازارها را که خود یکی از عوامل بحران است ، از طریق افزایش هزینه عامل سرمایه و کاستن از هزینه عامل کار و تعرض به دستمزدها بکاهد ، اما این امر نه تنها بازار را فعال نکرده بلکه از مصرف کاسته شده و به سقوط ظرفیت فروش انجامیده است .

    سرمایه از طریق فروش در ازای اعطای اعتبارات به کشورهای در حال توسعه و فروش کارخانجات و کالاهای مصرفی ، بدون آنکه بورژوازی این کشورها مجبور به پرداخت بهای آنها باشند ، تعداد زیادی از کشورهای مصرفی بوجود آورده که قادر به باز پرداخت پول کالاها و کارخانجات خریداری شده و اعتبارات دریافتی نیستند .

    در نتیجه انحصارات به دولتهای متنفذ غربی روی می آورند ، هم اکنون بدهی دولتهای معظم سرمایه داری نظیر آمریکا ، فرانسه ، هلند، سوئد ، بلژیک و آلمان سر به میلیاردها دلار می زند و طبقه کارگر این کشورها مجبور به کار بیشتر و دریافت مزد کمتر هستند تا بدهی این دولتها را بازپرداخت کنند .

    14- از دهه 80 ، موج نئولیبرالیسم با اعلام صرفه جوئی در اعتبارات عمومی ، تعرض به هزینه های دولت و دستمزدها را آغاز کرد . مالیات بر دستمزدها را بالا برد تا مردم قروض دولت را بپردازند ، اما باز هم با کاستن از قدرت خرید ظرفیت مصرف پائین آمد . علاوه بر آن با کاستن از سرمایه گذاریهای دولتی ، نظیر بیمارستانها ، مدارس ، راهها و غیره میلیاردها دلاری که صرف خرید تجهیزات و پرداخت دستمزد می شد ، کاسته شد و نتیجه اینکه نه تنها بخش دولتی بلکه صدها شرکت بزرگ و کوچک حاشیه طرحهای عمرانی امکان اشتغال را از دست داده و با اخراجهای وسیع کارگران و کارمندان مواجه شدند .

    افزون بر این گردش سرمایه و فراز آن به مناطق دستمزد ارزان و هزینه حمل و نقل کمتر، به بیکاری و بحران اقتصادی دامنه وسیعتری بخشید . با وجود آنکه سرمایه های انحصاری در اقصی نقاط جهان با تشدید استثمار ، پرداخت کمترین دستمزد و در شرایط فقدان امکانات رفاهی و بهداشت محیط کار ، مشغول کسب ارزش اضافی هستند اما هیچ روزنه ای برای خروج از بحران وجود ندارد .

    سرمایه داری در سالهای اخیر از طریق توسل به راه حلهای " میلتون فریدمان " میلیونها نفر را فقط در سطح اروپا به بیکاری و فقر سوق داده است . از اوایل دهه 80 گفته شد که باید دستمزدها را کاهش داد و یک دوره صرفه جویی را تحمل نمود . گویا با پائین آمدن دستمزدها سود موسسات خصوصی بالا می رود ، سرمایه گذاری تشویق می شود و درجه اشتغال بالا میرود و خود به افزایش مصرف ورونق تولید کمک می کند . " فداکاریهای امروز، سرمایه گذاری فردا و مشاغل پس فردا " شعاری است که  می شود گفت همه کشورهای معظم سرمایه داری بویژه بعد از فروپاشی شوروی ، از سوسیال دموکراسی گرفته تا محافظه کارترین جناح بورژوازی ، کارگزار آن شدند .

    حمله به دستمزدها ، تشویق کار سیاه ، استخدام کارگران اروپای شرقی با دستمزدهای کم و بدون هیچگونه مزایا و بصورت غیر قانونی ، بمنظور صرفه جویی در هزینه های نیروی کار گرفته شدند .

    15- اگر ادعا نمائیم که جهان بار دیگر در آستانه سالهائی نظیر سالهای بحرانی  30-1929 با ابعادی  بسیار وسیعتر قرار گرفته است ، بیراه نگقته ایم . امروز زیر فشار سرمایه انحصاری و کارکرد بحرانهای سرمایه داری ، تنها کشورهای در حال رشد نیستند که طبق رهنمود بانکهای جهانی تحت فرمان انحصارات ، به حذف سوبسیدهای دولتی ، هزینه تامینات اجتماعی ، کاهش دستمزد ها و اخراج دستجمعی مشغول هستند . بلکه بیکاری میلیونی و کم سابقه در کشورهای غربی ، گسترش فقر ، حذف امتیازات و تأمینات اجتماعی ،امکانات رفاهی و بهداشتی و غیره گسترش یافته و ظهور دستجات فاشیستی بیگانه ستیز و نژاد پرست را بهمراه آورده و عملا زمینه های ظهور فاشیسم را فراهم می نماید . سرمایه داری تلاش می کند با استفاده از زراده خانه تبلیغاتی خود ، جامعه را متقاعد کند تا به جای یافتن علل واقعی ادبار خود و مبارزه با آن ، در جستجوی گروه های اجتماعی باشند که دارای ناهمگونیهای فرهنگی و ملی و نژادی بوده و مسئولیت تمام نابسامانیها و بحرانها را بگردن آنها بیاندازند . این اقشار در وهله نخست مهاجرانی هستند که همه جا بعنوان مسببین بیکاری مورد تعرض دستجات فاشیستی قرار می گیرند .

    16- اما سرمایه داری محصول تکامل طولانی و نتیجه دگرگونیهای مهمی در شیوه تولید بوده است. تکامل شیوه و ابزارهای تولید ، روند جهانی شدن آن ، چه در زمینه طبقات اجتماعی و چه در زمینه شکل و ترکیب نیروهای اجتماعی تحولاتی را بوجود آورده است .

    بورژوازی هر جا که تسلط یافته ، تمام مناسبات ما قبل خود را ویران کرده ، نیاز بفروش مقادیر هر دم فزون یابنده کالا، بورژوازی را از همان اول بسمت بازارهای جدیدی سوق داد وبا بهره گیری از بازار جهانی به تولید و مصرف کشورها خصلت جهانی بخشید . این امر بویژه از آغاز قرن و پیدایش انحصارات و صدور سرمایه سرعت جدیدی بخود گرفته و در دهه های اخیر با انقلاب مداوم تکنولوژیک و انفورماتیک و تکامل مداوم ابزارهای تولید بطور واقعی مرزهای ملی را در هم شکست.

    جهانی شدن سرمایه که از طریق منطقه ای شدن پیش می رود ، رشد وسایل ارتباطات و اطلاعات و .... همه ملل در سراسر جهان را به حوزه سرمایه داری کشانده است .

    بورژوازی تمام دیوارها را ویران ساخته و ملل را بهمدیگر وصل نموده و مرزهای ملی را بی معنی نموده و زندگی مردم جهان را بهم پیوند داده است . مسایل ، معضلات و مبارزات آنها را به طرف همزمانی و هم سطحی بیشتر سوق می دهد . همینطور بحران سرمایه داری ، آگاهی ، تشکل و خواستهای طبقه کارگر را نیز در سراسر جهان بهم نزدیک و زمینه اتحاد و همپیوستگی آن را بیش از پیش فراهم نموده است.

 
< بعد   قبل >
spacer.png, 0 kB
spacer.png, 0 kB