spacer.png, 0 kB
جمعبندی ازمبارزات یکساله  درکشورهای منطقه خاورمیانه- بهروز عارفی
ادامه مطلب...
 

برنامه پال‌تالک آذری

مللی مسئله حاقیندا آذربایجان کمیته سی نین تشریحی سیاستی

قوناقیمیز : آذربایجان کمیته سی

زمان : جؤما 25 فورال 2011
ادامه مطلب...
 







نشریه ریگای گل شماره 48 




spacer.png, 0 kB
 
 
«مرگ مشکوک» ویا کشته شدن درزیر شکنجه؟! چاپ ارسال توسط پست الکترونیکی

این نه اولین بار و نه آخرین بار است که رژیم  جمهوری اسلامی در برخورد با مخالفان خود،  بویژه جوانان و  دانشجویان انقلابی و مترقی  دست به چنین  جنایاتی میزند . این  نظام سراسر  ارتجاعی سرکوبگر و ستمگر و استثمار گر  برپایه  سرکوب سیستماتیک  جنبشهای اجتماعی  توده های کارگر و زحمتکش و جوانان ، دانشجویان  به حیات خود ادامه داده است  . وروشن است که  چپاول میلیارد ها تومان از دسترنج توده های عظیم کار وزحمت  واستثمار و بی حقوقی  کارگران ، تداوم ستمگری جنسی و مللی ، فقدان آزادیهای سیاسی  و همه وهمه ایجاب میکند تا صاحبان قدرت وثروت برای حفظ حاکمیت خود به هرجنایتی دست یازند.

«مرگ مشکوک» ویا کشته شدن درزیر شکنجه؟!
تیغ سرکوب رژیم  روز به روز عرصه را برفعالین جنبش های اجتماعی  تنگتر میکند .
تیغ سرکوب رژیم  روز به روز عرصه را برفعالین جنبش های اجتماعی  تنگتر میکند . همانطور که قابل پیش بینی بود  رهبران جمهوری اسلامی درهراس از تاثیری که  فعالیت جوانان و دانشجویان  چپ وسوسیالیست و روشنفکران انقلابی و مترقی  درجنبشهای روبه گسترش اجتماعی میتوانند داشته باشند، به سیاست همیشگی   سرکوب ،زندان وشکنجه و اعدام وترور  شدت بخشیده است  . علاوه بر ده ها دانشجوی چپ ، فعالین جنبش کارگری و  سایر جنبشهای اجتماعی که درزندان به سر میبرند و  تلاش تمامی خانواده ها و فعالین سیاسی اجتماعی برای آزادی آنها به جائی نرسیده است . مرگ مشکوک  ابراهیم لطف الهی  ، دانشجوی دانشگاه سنندج در بازداشتگاه امنیتی این شهر  نمونه دیگری از اقدامات جنایت کارانه رژیم در مرعوب کردن دانشجویان وسایر فعالین جنبشهای اجتماعی وتشدید جو رعب و هراس درجامعه ومیان مردم است.ابراهیم لطف الهی  دانشجوی سنندجی روز  16 دیماه  بعد از اتمام امتحانات  درخیابان  توسط نیروهای امنیتی بازداشت میشود. 3 روز بعد او را به قرنطینه  زندان سنندج انتقال میدهند . خانواده وی در قرنطینه زندان با وی ملاقات میکنند . اما بعد از 8 روز  به خانواده وی اطلاع داده میشود که  « ابراهیم لطف الهی در زندان دست به خودکشی زده است»!اسمائیل لطف الهی درمصاحبه با نشریه« روزآنلاین» دراین رابطه ازجمله میگوید: نیروهای امنیتی ۱۶ دی ماه، برادرم را دقایقی پس از اینکه امتحان دانشگاهش تمام می شود، در خیابان بازداشت و به ‏بازداشتگاه سنندج منتقل کردند. ۳ روز بعد او را به قرنطینه ی زندان سنندج انتقال دادند و ما در آنجا توانستیم با او ‏ملاقات داشته باشیم. اما در ۲۵ دی، یعنی ۸ روز پس از دستگیری او از ستاد خبری سنندج با ما تماس گرفتند و گفتند ‏ابراهیم در زندان خودکشی کرده و در قبرستان بهشت محمدی سنندج دفن شده است. ‏
‎‎شما هم به قبرستان رفتید؟
بله ما رفتیم و مرده شور قبرستان، قبر ابراهیم را به ما نشان داد. قبر که نه بتن!‏
‎‎بتن؟!‏‎ ‎
بله قبر او را با سیمان بتن کرده بودند. شاید برای اینکه نتوانیم جسد او را از خاک بیرون بکشیم و احیانا چیزی را ببینیم ‏که آنها نمی خواهند ما ببینیم. ‏
‎‎یعنی چی ببینید؟
آثار شکنجه و یا هر چیزی که می توان از طریق آن آدمی را به قتل رساند. ‏
‎‎کسی شاهد خاکسپاری جنازه برادرتون بوده؟‏‎ ‎
مرده شوری که در آنجا کار می کند به ما گفت چند نفر با چند ماشین حکومتی آمدند و جنازه را دفن کردند. ‏
‎‎یعنی او جنازه را دیده بود؟
نه ندیده بود چون نیروهای امنیتی خودشان آن را دفن کرده و اجازه نداده بودند کسی نزدیک شود. ‏
‎‎شما گفتید که چند روز پس از بازداشت ابراهیم، با او در زندان ملاقات کردید. از روز ملاقات بگویید. ‏وضع جسمی و روحی برادرتان در جریان ملاقات چطور بود؟
من و مادرم به زندان رفتیم تا او را ببینیم و توانستیم با او ملاقات کابینی داشته باشیم. برادرم در طول ملاقات روحیه ی ‏خوبی داشت و مثل همیشه بود . حتی از من خواست برایش لباس گرم ببرم. در کل حال او خوب بود. ‏
‎‎یعنی به نظر نمی رسید که قصد خودکشی داشته باشد؟‎ ‎
مطلقا! ما باور نمی کنیم که او خودکشی کرده باشد. هم از لحاظ روحی و هم جسمی خوب بود. اگر خودکشی کرده پس ‏چرا نگذاشتند جسد او را ببینیم و یا چرا خودشان جسد را دفن و بعد هم سیمان کردند؟
‎‎اصلا چرا او را بازداشت کردند؟‎ ‎
او به مسائل دانشجویی علاقه داشت و پسری پر انرژی بود. می گفتند فعالیتهایی در دانشگاه داشته. حتی قبل از اینکه ‏بازداشتتش کنند، نیروهای امنیتی یکی، دو بار برای دستگیری او به منزل ما آمده بودند اما وقت هایی که ابراهیم در ‏خانه نبود. تا اینکه در روز امتحان بازداشتش کردند. سابقه احضار یا بازداشت قبلی نداشت. ‏ 
‎‎ابراهیم در کدام دانشگاه وچه رشته ای مشغول به تحصیل بود؟‎ ‎
او ۲۷ سال سن داشت و دانشجوی ترم ۷ رشته ی حقوق در دانشگاه پیام نور سنندج بود. ‏
‎‎بعد از دریافت خبر مرگ وی، شما کجاها رفتید؟ قضیه را پی گیری کردید؟‎ ‎
ما فقط به ستاد خبری رفتیم و آنجا گفتند که خودکشی کرده. حتی نگفتند چطور خودکشی کرده. در آنجا تنها به ما اجازه ‏دادند تا ۳ روز مراسم عزا برگزار کنیم. ‏
‎‎شما که فرضیه ی خودکشی را رد می کنید، برای اینکه به واقعیت پی ببرید از مجرای قانونی کاری خاصی ‏خواهید کرد؟‎ ‎
ما خواستار نبش قبر هستیم. باید روی جسد برادرم کالبد شکافی انجام بگیرد تا علت اصلی مرگ او مشخص شود. ما ‏وکیل گرفته ایم و اعلام جرم خواهیم کرد و از نیروهایی که مستقیم و غیر مستقیم در مرگ برادرم نقش داشته اند ‏شکایت می کنیم. حتی ما الان واقعا نمی دانیم که برادرم در آن قبر است یا نه. پس باید نبش قبر صورت بگیرد. ‏
‎‎پدر و مادرتان در چه حالی هستند؟‎ ‎
خیلی ناراحتند. هنوز باورشان نشده که ابراهیم دیگر زنده نیست. همه چیز ۸ روز به طول انجامیده؛ اول او را بازداشت ‏می کنند، بعد ما در زندان، ملاقاتش می کنیم و چند روز پس از ملاقات به ما زنگ می زنند و آدرس قبر او را به ما ‏می دهند. ما شوکه شده ایم. ‏
‎‎چیزی هست که در آخر بخواهید بگویید؟‎ ‎
نه ! ما امیدواریم مجرمان واقعی پیدا شوند و ما مجازات آنها را با چشمانمان ببینیم.»

تمام شواهد و قرائن  ونیز اظهارات  برادر وی  مبین این واقعیت است که این دانشجوی مبارز  بدست شکنجه گران  زندانهای جمهوری اسلامی به قتل رسیده است . ادعای خلاف آن تنها زمانی ممکن است که  پرونده  این دانشجو درمقابل ارگانهای صلاحیتدار بین المللی و نیز  خانواده ها و نمایندگانی از دانشجویان و از میان  توده مردم غیر وابسته به حکومت  گشوده شده باشد . تا بتوانند حول آن تحقیق کرده و نتیجه آن را اعلام کنند. درحالیکه  جسد این دانشجوی مبارز را نه تنها به خانواده وی نشان نداده اند و حتی مامورین کفن ودفن هم  اجازه  مشاهده جسد را نیافتند و ماموران امنیتی قبر دانشجو را بتون آرمه کرده اند تا هیچ کس دیگری  نتواند با شکافتن قبر  ومشاهده آن از راز این جنایت باخبر شوند.
این نه اولین بار و نه آخرین بار است که رژیم  جمهوری اسلامی در برخورد با مخالفان خود،  بویژه جوانان و  دانشجویان انقلابی و مترقی  دست به چنین  جنایاتی میزند . این  نظام سراسر  ارتجاعی سرکوبگر و ستمگر و استثمار گر  برپایه  سرکوب سیستماتیک  جنبشهای اجتماعی  توده های کارگر و زحمتکش و جوانان ، دانشجویان  به حیات خود ادامه داده است  . وروشن است که  چپاول میلیارد ها تومان از دسترنج توده های عظیم کار وزحمت  واستثمار و بی حقوقی  کارگران ، تداوم ستمگری جنسی و مللی ، فقدان آزادیهای سیاسی  و همه وهمه ایجاب میکند تا صاحبان قدرت وثروت برای حفظ حاکمیت خود به هرجنایتی دست یازند.
دانشجویان ، کارگران وتوده های زحمتکش مردم باید بدانند که در مقابل چنین دستگاه ستمگر و استثمارگری  بدون متحد شدن ایستادن ومقاومت کردن و متشکل شدن کاری از پیش نخواهند برد و سرانجام زمانی برسرنوشت خود حاکم خواهند شد که  با دست زدن به یک اعتصاب عمومی وقیامی مسلحانه  تومار نظام حاکم را درهم شکسته باشند .
   
 
 
< بعد   قبل >
spacer.png, 0 kB
spacer.png, 0 kB